ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

شیرینی خامه ای ، تقدیم به امیر رضاجون

    این پست بدون اجازه صاحب وبگاه ارسال شده است ...   امیر رضا جون شنیدم خیلی شیرینی خامه ای دوست داری و منم ازت دورم اینا رو از راه دور تقدیمت می کنم.   لطفا دلتون آب نره   فرستده: دایی حامد         ...
21 اسفند 1391

شیرینی خوردن موش موشیه من

سلام ماهکـــــم؛خوبی گل پســرم؟ ماشالله هرچه بیشتر میگذره فعالیتت هم بیشتر میشه.امروز فک کنم شما ورزش میکردی آره پــسرم؟آخه از دیشب تا همین الان فقط داری منو عاشقتر میکنی.اونم با حرکاتت دیشب مامانیه سنگین خوابت با یه حس خاص از خواب بیدار شد،احساس کردم داری به آرومی تکون میخوری،یه جوره خاص بود نمیشه تعریف کرد،بعد که من بیدار شدم و دستمو گذاشتم رو شکمم متوجه شدم که سمت راست شکمم خیلی سفت شده،مطمئنم که تو اونجا بودی،آخه سمت چپ شکمم خیلی معمولی بود ولی سمت راست خیلی سفت بود اصلا تا حالا اینجوری نشده بودم.و صبح هم کلا تکون میخوردی،البته وقتی فعالیت داشتم تکونات قطع میشد ولی وقتی آروم بودم خیلی تکون میخوردی،مثلا موقع ظرف شستن.امروزو تا ساع...
19 اسفند 1391

20هفته و یک روزگی

سلام پسر درس خونم . خوبی مامانی ؟ چه خبرا ؟؟ آذوقه به موقع بهت میرسه ؟ اذیت که نمیشی ؟؟ اون تو هوا چجوریهگرمه یا سرد ؟ گل پسری امروزم با هم رفتیم دانشکاه و اومدیم خونه و مثه همیشه . اما اتفاق جالب این بود که شما امروز خیلی ناز تکون میخوردی ... با ریتم ، برام جالب بود تا حالا اینطوری تکون نخورده بودی . البته من احساس کردم داری با انگشتای ناز و کوچولوت شمک مامانی رو فشار میدی . اتفاق جالب دیگه  این بود که تو دانشگاه یکی از بچه های ترم بالایی که باهاش دوست بودم ، به من گفت : عاطفه جون یه چیزی بگم ناراحت نشی ، تو به این خوشتیپی و کمر باریکی چرا داری شکم میاری ؟ حیفه مراقب باش . همیشه من از تیپ و اندامت پیش دوستام ...
13 اسفند 1391

عکـس

سلام گل پسرم.بلاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و میخوام عکسای سونو  و لباسای شما رو بذارم.انشالله تنت کردی دوباره عکس میگیرم. سلام گل پسرم.بلاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و میخوام عکسای سونو  و لباسای شما رو بذارم. این عکس سونوی شما در تاریخ29/11/91   این هم که معلومه ،چهره ی نازته از نزدیکتر،ماشالله  مثل قرص ماهه .18هفته و 1روزه که تو دنیای جنینی هستی!   این ماشین خوشگلو دایی حامد خریده با یه عالم کتاب داستان و پازل   این سه تا رو هم من برای تو گلم خریدم.البته اینجا نمیدونستم شما دخملی یا پسمل.عاشق پاپوش ها هستم.توپات کنی واقعا زیبا میشه   این ...
12 اسفند 1391

بدون عنوان

سلام پسر نازم.اولین جلسه ی ترم دوم دانشگاهو باهم رفتیم.ساعت2/30کلاس داشتم.جالبه که از صبح اصلا تکون نخورده بودی ..ولی همزمان با شروع درس آمار اینقد شیطنت کردی که حد نداشت.منم هیچی از آمار نفهمیدم،فقط تکونای نازتو احساس میکردم و یه حس ناز تو وجودم داشت منو قلقلک میکرد،اونم فوران حس مادری بود جیگر . قند عسلم.سر کلاس باید تموم حواست به درس باشه،میشه بگی چرا اینقد وروجک بازی در میاوردی؟ ولی کلاس بعدی خیلی خیلی اذیت شدم،کمر و باسنم خیلی درد گرفته بود .آخه زیاد نشسته بودم،ودوس داشتم ایستاده به درس گوش بدم...بدتر از همه این بود که وسط درس یهو گرسنم شد...منم که نمیذارم خدایی نکرده شما گرسنه بمونی مجبور شدم از تو کیفم آرومکی چیزی بردا...
11 اسفند 1391

من تو را میخواهمــ ــ

من هیچ نمیخواهم... تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمهای خسته ام باشد وجودت را میخواهم تا گرمای قندیل آغوشم باشد و تنها خنده هایت را میخواهم تا مرهم روزگار نبودنت باشد آری تنها تو را میخواهم... ...
9 اسفند 1391

سر اومدن انتظار

عشق مامان ،عمر مامان،پسر مامان،ســـــــــلامـ. خوبی جوجه کوچولوهه من؟ پسر گلم انتظار تموم شد و دقیقا با ورودت به 5ماهگی تکونای نازت هم شروع شد.انگاری داری اون تو سرسره بازی میکنی شیطون بلا.البته خیلی آروم و لطیف.مثل یه ماهی کوچولو هستی.عزیز دلم با این کارات داری منو عاشقتر از قبل میکنی. راستی تاج سرم مشهد که بودم در تاریخ 3/12/91 برای دومین بار در حاملگیم خوردم زمین البته بابا محمود نذاشت کامل بخورم زمین و منو گرفت .خوب شکمم هم بدجور درد گرفت ولی خدا رو شکر بخیر گذشت. الانم نمیدونم داری اون تو چکار میکنی؟داری خیلی نااز سر میخوری. باباهی هم هر روز و هر شب فیلم سونو رو نگاه میکنه و مشخصه که چقد ذوق داره .شبا هم ...
6 اسفند 1391